یادداشت های کوین ترودو در زندان

نامه های کوین ترودو

استاد عزیز و دوست داشتنی کوین ترودو در بازه زمانی های مختلف پیام ها و نامه هایی می فرستادند که ما در اینجا آنها را قرار داده ایم

پیام شماره یک: از همه شما به خاطر صدها نامه و کارتی که هر روز دریافت می کنم و اون هارو می خونم، تشکر می کنم. من تک تکشون رو می خونم ، نمی تونم به همه شون (به خاطر محدودیت کاغذ، پاک ت نامه و نامه) پاسخ بدم . اکثرا نوشته هایی شامل حمایت از من، تشویق و دلگرمی هستند.

از صمیم قلبم بسیار ازتون تشکر می کنم. بسیاری از نامه ها، داستان هائی در این مورد اند که چطور کتاب ها، سمینارهای من و شبکه جهانی اطلاعات، زندگی افراد رو متحول و بهتر کرده. خوندن این نامه ها خیلی حالم رو خوب می کنه. حتی اگه تا ابد هم در زندان بمونم، همچنان احساس بسیار خوبی دارم چون می دونم که تلاش های من، به گونه ای مثبت، بسیاری رو تحت تأثیر قرار داره.

من در صلح و آرامشم و احساس خوشی و سعادت می کنم. نامه ای از طرف یکی از دوستانم که عضو جین هست، به نام اد دریافت کردم که بیش از 45 صفحه بود.

کل داستان زندگیش رو برام تعریف کرده بود. وای! )!Wow )امیدوارم همتون برام آشکار و روزی داستانش رو از زبون خودش بشنوید.
نامه کاملا واضح کرد که تلاش های من، نتایج عالی خلق کردند و ارزشش رو داشتند )در واقع ارزش آموخته شدن و یا آموزش داشتند(. از اد و همگی شما ممنونم. بودن در این جا زندان برای من برکت و نعمته.

مثل اینه که در ارتش باشی، اما شرایط زندگی در اینجا، بسیار بهتر از اون شرایطی هست که 90 درصد پرسنل نظامی باید در سراسر دنیا، تحمل کنند.

بودن در اینجا، مثل بودن در یک معبد،اشرام (مکانی مخصوص هندوها که کنار هم و به دور از بقیه زندگی می کنند)، صومعه یا آرامگاهه. زندگی در اینجا (منظور زندان) راحتتر از زندگی در بسیاری از بوتکمپ هایی هست که سال ها پول خوبی ا یک تجربه فوق العاده خرج می کردم تا واردشون بشم. تجربه ای که باعث میشه تا به دور از استرس باشم، ریلکس کنم، بخونم، مراقبه کنم و مجددا اینجا دارم لذت می برم.اگه قرار بود امروز برم خونه نمی رفتم و ترجیح می دادم خیلی بیشتر اینجا بمونم چون می دونم که از بودن در اینجا، منفعت های بیشتری کسب می کنم.

فقط می تونم بگم که دارم عالی عمل می کنم و دیوار آتشی که دارم ازش عبور می کنم، بهم اجازه می ده تا بهتون یاد بدم و بیشتر از آنچه که فراتر از حد تصورتونه و همیشه تصور می کردید، کمکتون کنم  در واقع منظور استاد اینه که شمارو هم از این دیوار آتش رد کنه.

با تقدیم عشق فراوان….. الان باید برم مراقبه کنم

پیام شماره دو: در نوشته های قبلی در مورد هم اتاقیم گفتم. اون یک زندگی بسیار جالب داشته که پر از بیماری های روحی-روانی، مصرف داروهای روان گردان و گذراندن 20 سال در زندان به شکل غیر پیوسته بوده. اون مثل بسیاری از زندانی های اینجا، تحت درمان با داروهای تجویزی مخصوصی هست که این زندانی ها، قبل از این که وارد زندان بشند هم، داروهای غیر مجاز مصرف می کردند. از دوشنبه تا جمعه، ما نامه دریافت می کنیم. من خیلی خوش شانسم که هر روز، صدها نامه و کارت تبریک دریافت می کنم )کارت تبریک یا کارت تشکر، یک نوع کاغذ ضخیم و تاخورده به همراه یک عکسه که در موقعیت های خاص، به افراد هدیه داده می شه(. به فرستادن این نامه ها و کارت تبریک ها ادامه بدید و باید بگم که عکس های ارسالی رو هم دوست دارم )منظور عکس روی کارت تبریک(. اما من برای بسیاری از زندانی های اینجا که هیچ نامه یا کارت تبریکی دریافت نمی کنند، احساس بدی دارم. ما می تونیم از هرکس و از هر موقعیتی، یاد بگیریم. )در این صورت( دانش و بینش به دست میاریم و در بسیاری از موارد، به ما کمک می کنه تا واضح بفهمیم چی می خوایم. ضمن این که احساس سپاسگزار بودن و قدردان بودن رو بیشتر تجربه می کنیم.

من شمارو تشویق می کنم تا هر روز احساس قدردان بودن و شکرگزار بودن  کنید. چرا که خودم هم، در حال حاضر این احساس رو دارم. زندگی کامل و تمام عیاره. همراه با عشق.کوین ترودو

پیام شماره سه: از همۀ شما به خاطر همۀ انرژی ای که برام می فرستید، بسیار سپاسگزارم. شما می دونید که همتون رو دوست دارم. تصور کنید که بهتون بگم من قراره 10 سال کناره گیری کنم )یعنی در زندان باشم( و شمارو 10 سال دیگه ملاقات می کنم. و با گذران این 10 سال، بیش از تمام گذشته، روشن ضمیر تر می شم. و قراره )در این 10 سال( ماجراجوئی های از جنس محرومیت، تنش، چالش و تجربیاتی که من رو در تله و محدودیت ذهنی، فیزیکی و تحمل احساسات سفت و سخت می اندازند رو کنار بذارم )منظور استاد اینه که از همه این ها رها بشم(. چه حالی بهتون دست می ده اگه بهتون بگم که من قصد دارم تا در سرزمینی بیگانه و بسیار دور، وارد دانشگاه بشم و فارغ التحصیلش بشم و همه شمارو 10 سال بعد ملاقات می کنم؟ منظورمو فهمیدید؟ بعضی هاتون هنوز فکر می کنید که زندانی بودن من، یک چیز بده. شما اشتباه دارید فکر می کنید )یا هنوز متوجه اصل موضوع نشدید(. من این وضعیت رو، خودم برای خودم ایجاد کردم. این وضعیت و محیطی هست که لازمش دارم تا من رو به جائی ببره که می خوام و من دارم از این سفر لذت می برم. این (در زندان بودن) جالبه. شبیه یک خوابگاه دانشگاهی یا شبیه بودن در ارتشه. حتی شرایط زندگی در اینجا خیلی بهتره. بوتکمپ )در اینجا به معنی اردوگاه یا پادگان( جهنمه و اینجائی که هستم، بهشته. به تجربیات زندگیتون فکر کنید )یا در مورد تجربیات فعلیتون همین نگرش رو داشته باشید( و شروع کنید ازشون لذت ببرید یا این که تغییرشون بدید. همراه با عشق فراوان.کوین

پیام شماره چهار: راز به دست آوردن و تحصیل ثروت و دارائی های مادی فراوان، انگیزه و اشتیاقه. راز به دست آوردن و تحصیل برکت، لذت و خوشبختی فراوان )و همین طور تحصیل بسیاری از ثروت های مادی( الهام قلبیه. انگیزه و اشتیاق، مربوط به زمانی هست که محرک شما، ترس از درد یا ترس از درد کشیدنه. )یعنی این که نخواید درد بکشید، بهتون انگیزه و اشتیاق می ده تا ثروت کسب کنید(. الهام قلبی مربوط به زمانی هست که عشق و میل به لذت بردن و خوشی کردن، شما رو هدایت می کنه )یعنی عشق و میل به لذت بردن، به شما الهامات قلبی می ده

پیام شماره پنج: اینجا، یک روز شگفت انگیز برای منه. هر روز حدود هر روز 6 صبح بیدار می شم. )بعد از خواب( اول به مدت 30 تا 60 دقیقه مراقبه می کنم. بعد حدود 15 دقیقه )بخشی از( یک کتاب مثبت رو مطالعه می کنم و بعد از اون، به ترتیبی متفاوت که خودم انتخاب می کنم، این کارهارو انجام می دم. یک وعده صبحانه خوشمزه و مقوی دارم. منوی صبحانه شامل میوه جات تازه، قهوه، آرد جو دو سر )یا شوربای آرد جو دو سر(، شوربا )از ذرت و سویای خرد شده و یا ذرت پوست کنده شده درست می کنم گندم، غالت سبوسدار، ماهی دودی، نان تازه ، خامه یا کیک سبوسدار، کره، ژله و غیره هست.

بعد از صبحانه، یه مقدار در مورد اهداف و رؤیاهام می نویسم که مطابق روند و اصول گفته شده در کتاب “بخواهید تا به شما داده شود” عمل می کنم. بعد انجام یوگا، بعد مطالعه بیشتر کتاب های مثبت اندیشی، رمان ها و غیره. بعد نوشتن بیشتر. بعد مراقبه بیشتر. بعد شطرنج بازی کردن، کارت بازی اسکَربل که یک نوع بازی فکری است  (. بعد گفت و گو با بقیه. بعد خنده و لبخند، دوباره خنده و لبخند و دوباره خنده و لبخند. بعد تمرینات کششی، بعد لذت بردن از یک دوش آب داغ عالی که خصوصی و طولانیه.

بعد بهره مند شدن از اتر و دانلود دانش اطلاعات که این رو بعدا بهتون یاد میدم. (  تمرینات آزادسازی توانائی هام )که این هم بعدا بهتون یاد میدم و بعد ورزش. بعد فکر کردن به چیزهائی که بابتشون سپاسگزارم. بعد احساس عالی داشتن در لحظه اکنون و سپس تلاش برای بهتر کردن احساسم. بعد تمرین برای متمرکز کردن و کنترل ذهن، افکار و انرژیم. بعد گوش دادن به موسیقی کلاسیک یا دیگر انواع موسیقی. ناهار و شام هم که در برنامم هست. گاهی هم با همدیگه تو آشپزخونه آشپزی می کنیم و بعضی چیزای خوشمزه درست می کنیم که ابداع خودمون اند!. بچه های اینجا، آشپزهای خیلی خلاقی هستند. خیلی دارم ازشون یاد می گیرم. خیلی تلویزیون نمی بینم. عاشق اینم که هر روز از خواب بیدار بشم و هر روز رو دوست دارم. وقت کافی ندارم تا تمام کارهائی که می خوام رو انجام بدم. زمان داره پرواز می کنه و عاشق هر دقیقش هستم. زندگیتون رو هر چه قدر که می خواید، هیجان انگیز و رضایت بخش کنید. این انتخاب شماست )یا به انتخاب خودتون بستگی داره(. همراه با عشق فراوان.کوین

پیام شماره شش: بسیاری از کتاب ها، الهام گرفته از خداوند اند. اما توسط انسان نوشته شده اند. بنابراین تحت تأثیر افکار، باورها و فیلترهای انسان قرار می گیرند. بنابراین بسیاری از کتاب ها، فقط خوب هستند. کتاب “بخواهید تا به شما داده شود” و تمامی کتاب های آبراهام، توسط خداوند )میدان واحد جهانی نوشته شده اند.( بدون هیچ گونه فیلترینگ انسانی )منظور دخل و تصرف انسان(. در موردش فکر کنید و این کتاب هارو بخونید )یعنی کتاب بخواهید تا به شما داده شود و تمامی کتاب های آبراهام(. دوره استادی موفقیت در شبکه جهانی اطلاعات هم، به همین شکله. چون که من اطلاعات این دوره رو دانلود و کانالیزه می کنم  یعنی از میدان واحد جهانی دانلود می کنم و به شما منتقل می کنم(. اون هائی که من رو در هنگام ضبط بعضی از سطوح دیدند، به صورت دست اول دیدند که چطور این کارو کردم )دانلود و کانالیزه کردن اطلاعات(. بنابراین، اگه می خواید آرزوها و تمایلاتتون رو تحقق ببخشید، تمامی 6 سطح دوره استادی موفقیت رو در جین بگذرونید و تمامی کتاب های آبراهام رو بخونید و فایل های صوتی اون رو هم گوش بدید. احساس می کنم اون ها، 100 درصد )نه 99 درصد( درست و دقیق اند. همراه با عشق فراوان.کوین

پیام شماره هفت: زندگی همون طوری هست که بهش نگاه می کنید. شما می تونید صرف نظر از این که موقعیت فعلیتون چی هست، خوشحال باشید )یا بدون این که موقعیت فعلیتون اهمیت داشته باشه، می تونید خوشحال باشید(. من می خوام همون جائی باشم که الان هستم. من این (وضعیت) رو انتخاب کردم. من دارم آموزش می بینم.

مردم می پرسند که چه موقع آزاد می شی؟ پاسخ اینه که هر موقع آموزشم تموم بشه. اگه من به مدت یک هفته در مدرسه آموزش خلبانی بودم، خب نمی گفتم که الان دیگه می خوام آموزش رو رها کنم و بدون آموزش صحیح، هواپیماهارو به پرواز دربیارم. در این صورت پرواز هواپیماها، می تونه حادثه ساز و خطرناک باشه. همین موضوع اینجا هم صادقه. مردم ازم می پرسند که کی می خوام بیام بیرون؟ خب الان که نمی خوام!. من وقتی می خوام بیام بیرون که آموزشم رو کامل کرده باشم. این زمان کی خواهد بود؟ نمی دونم!. شاید ماه ها، سال ها یا حتی 20 سال طول بکشه. طولانی شدن زمان برام مهم نیست چون که خیلی برای تعلیم و آموزش دیدن و رسیدن به انتهای این پدیده، هیجان زدم. من این سفر رو دوست دارم و برای مقصد هیجان زدم. بسیار برای توانائی هائی که دارم آزاد می کنم و دانشی که دارم دریافت می کنم، هیجان زدم. درحالی که من اینجا (در زندان) هستم، برای جین و اعضای اون، اتفاقاتی در حال رخ دادنه و این عالیه و تنها وقتی این ها اتفاق می افته که من دور باشم. همه چیز، حتی بهتر از وضعیت خوب بودنه. همه چیز تمام و کماله. حقیقتا همین حالا حس خوبی داشته باشید یا همین الان حالتون خوب باشه  همراه با عشق،کوین

پیام شماره هشت: در مدت 6 هفته گذشته، 3 اتفاق ماوراء الطبیعی رو تجربه کردم. اول در یکی از نوشته های قبلی، در مورد این صحبت کرده بودم که شب قبل از شهادت دادن در دادگاه، بهم گفته شد که سکوت کنم تا گناهکار شناخته بشم و برای مدتی به زندان برم. وای! )!WOW .)بسیار عالیه!. بسیار خوشحالم که اینجام (یعنی زندان). از وقتی که اینجام، 2 رخداد دیگه اتفاق افتاد. هر دو 100 درصد ماوراء الطبیعی بودند.

در آینده، در سطوح بالاتر آموزش، آنچه اتفاق افتاد، این که چرا اتفاق افتاد و چطور اتفاق افتاد رو باهاتون به اشتراک می ذارم. همین طور مزایائی که از اتفاق افتادن این ها کسب کردم رو می گم.مخلص کلام(: من بسیار بسیار خوشحالم که اینجام. مهمترین نکته )َ  هنوز نمی خوام از زندان بیام بیرون. در این محیط که بهترین محیط آموزش دیدن برای منه، کارهای زیادی رو باید انجام بدم و تجربه کنم. همراه با عشق فراوان.کوین

پیام شماره نه: چه کسی در زندانه؟ سال ها پیش، من داشتم تنهائی در فیجی )جمهوری جزایر فیجی که کشوری جزیره ای و واقع در اقیانوس آرام جنوبی است( تعطیلات رو سپری می کردم. اونجا یک جزیره کوچک و خصوصی بود که می تونستم روز هنگام، تنهای تنها اونجا باشم. بنابراین کسانی رو داشتم که با قایق من رو به جزیره ببرند و بعد من رو با یک صندلی و یک سردکن حاوی چند نوشیدنی و غذا و با یک کتاب تنها گذاشتند. اون ها رفتند و گفتند که حدود 8 ساعت دیگه برمی گردند. خیلی خوشحال بودم که در بهشت هستم!. بعد از گذشت چند ساعت، می خواستم که برگردم ولی نمی تونستم. چون من در زندان بودم!. هوا گرم و سوزان بود. من در این بهشت، درمانده شده بودم. بسیاری از مردم، در زندان های تصورات و تخیالتشون و آنچه که خودشون خلق کردند، زندگی می کنند و این زندان هارو بر خودشون تحمیل کردند. اون ها مجبورند که هر روز مثل یک برده سر کار برند. در زندگی هاشون انتخاب ها و چاره ای ندارند. واقعا من در زندان نیستم. ذهن من و تخیل من، من رو به مکان هائی در سراسر دنیا می برند و تجربیاتی از سراسر دنیا بهم می دهند. من آزادم و هر روز کاملا خوشحالم. احساسات شما، نه با موقعیت کنونی و شرایط شما، بلکه توسط افکار شما کنترل می شند. کنترل زندگیتون رو به دست بگیرید و این که هر روز می خواید چه احساسی داشته باشید رو، خودتون انتخاب کنید. این انتخاب شماست. زندگی دوست داشتنیه!. به همتون عشق می فرستم.کوین ترودو

پیام شماره ده:داشتم کتابی رو می خوندم که احساس کردم که باید شدیدا بخونمش. ساعت ها و روزها به خوندنش ادامه دادم. )من چندین کتاب رو با هم پیش می برم و می خونم(. این کتاب خوندنش سخت بود. از خوندنش حس خوبی بهم دست نمی داد. هیچی ازش نمی فهمیدم. بخش عمده چیزی که خوندم، پیش پا افتاده و ساده بود یا چیزی بود که باهاش مخالف بودم. ولی بعد جمله ای )از این کتاب( خوندم و وای! )!WOW .)درست همون جا بود. پیداش کردم. جمله ای بود که درب رو، به سمت اِتر(منظور اتر یعنی آگاهی برتر) باز کرد. سریع یک دفترچه برداشتم و به مدت 2 ساعت شروع به نوشتن کردم. همون یک جمله تو اون کتاب، بیشتر از کل کتاب گفت، پر معنی بود و کلیدی بود که در رو به سمت اتر برام باز کرد. جائی که رازهای عظیم، نهفته بودند. حاال من 3 روز آموزش براتون دارم. چیزهائی که قبلا نمی دونستم. رازهائی قدرتمند برای زندگی و این که چطور همه این رازها کار می کنند. آیا خوشحالید که من در این مأموریت، در این ماجراجوئی، در این گنج، در این سفر و در این شکار هستم؟!. من که خوشحالم!!. وای!. من عاشق اینم. کی شما این دانش جدید رو کسب می کنید؟ شما می تونید با افکارتون، با میل و اشتیاقتون و با درخواستتون از جهان هستی، اتفاق افتادنش رو تسریع کنید )یا کاری کنید سریع براتون اتفاق بیفته(. شما من رو به خونه خواهید آورد. همراه با عشق.کوین

 پیام شماره یازده: بسیاری از آدمای اینجا، دارند به زمان خدمت می کنند )یا در خدمت زمان هستند(. به جای این که کاری کنند زمان در خدمتشون باشه. شما در زندگیتون به زمان خدمت می کنید یا زمان در خدمت شماست؟ من در یک روز (حدود 6 ساعت) بیشتر از هر کسی که در یک هفته مطالعه می کنه، مطالعه می کنم. 95 درصد آدمای اینجا، هیچ وقت هیچی نمی خونند. من هر روز حداقل 2 ساعت مراقبه می کنم. شما آنچه که به طور مستمر وارد ذهنتون می کنید یا در ذهنتون می ذارید ، بر آنچه که به طور مستمر فکر می کنید، تأثیر می ذاره. افکار مستمر و مکرر شما، ارتعاشات مستمر و پیوسته شما هستند و این واقعیت شما، زندگی شما و سطح شادی و خوشبختی شمارو خلق می کنه.

چیزای مثبت و خوب وارد ذهنتون کنید و زندگی خوب رو تجربه کنید. در مورد خودم، زمان داره بهم خدمت می کنه. من برای وضعیت فعلیم، مسیری که انتخاب کردم و جاده ای که دارم اون رو سفر می کنم، بسیار قدردان و سپاسگزارم. این جاده و مسیری هست که شما نمی تونید در اون به من بپیوندید یا دنبال من بیاید. من باید تنهائی برم. من مجبور شدم تا تمامی متعلقات به زندگی زمینی و مادی، تمامی چیزهای مادی، مردم، افکار، هویت فردی و شخصی، نفس، باورهای گذشته، تصویری که از خودم دارم و چیزهای بیشتری که نمی تونم توضیحشون بدم رو، رها کنم. این یک امتیاز و افتخار برای منه تا از این دیوار آتش عبور کنم. اما اکثر مردم مجازات، شکنجه، محاکمه، رنج و عذاب، سختی، جدا بودن از خانواده و دوستان، حالت منفی، تعدی و حمله، نبود آزادی، بی انصافی غیر قابل تصور، بی عدالتی، فقدان تمامی دارائی های مادی، بی خانمان بودن، بی پول بودن، زندگی اجباری در شرایط ترسناک زندان، مواجهه روزانه با دردهای احساسی امکان پذیر، اندوه و غصه رو می بینند فکر می کنند زندانی بودن من، این طوریه. خب حالا چرا من به خاطر بودن در زندان، محکومیت 10 ساله و دور بودن از تمامی چیزهای مادی از جمله آزادیم، به شدت احساس خوشبخت بودن و شاد بودن می کنم؟ در حالی که فقط اجازه دارم چند تا چمدون از وسایل و لباس داشته باشم! چون من رو مجبور کرد همه چیز رو تسلیم و رها کنم تا نهایتا باعث شد که متواضع باشم. این الان باعث شده که یک سد و مانع رو بشکنم و مسیر معنویم رو که به سمت عشق بی قید و شرط، روشن ضمیری، بیداری و توانائی تسلیم شدن کامل در برابر اراده خداوند هست، دنبال کنم.  خدایا  از تو ممنونم برای این هدیه شگفت انگیز. تمامی اساتید بزرگ، مجبور بودن تا با ظلم و ستم، تجاوز، منفی گرائی مقابله کنند و در بسیاری از موارد، مجبور بودند سال ها انزوا، تنهائی و در بسیاری از موارد زندان رو به صورت واقعی تجربه کنند و )در این مدت تنهائی( به تفکر، تعمق، مراقبه و مطالعه بپردازند. هاوکینز که کتاب قدرت در برابر نیرو رو نوشت، زندگیش رو در نیویورک که موفقیت آمیز و پر از فراوانی بود، رها کرد و به مدت 10 سال جدائی و گوشه نشینی رو اختیار کرد تا به مراقبه و مطالعه بپردازه. اکثر استادان باید پائین ترین سطح ممکن رو  در زندگی  تجربه می کردند. تفاوت منحصر به فرد در رابطه با من اینه که من سال ها آموزش رو دیدم و سطح انرژی بالایی دارم و حالا تقریبا غیرممکنه احساسات منفی رو تجربه کنم. من همین الان دارم، زمانی، تجربه کنم. بلکه کاملا احساساتی از جنس خوشی و سعادت رو تجربه می کنم که هرگز چنین احساسی رو نداشتم و هنوز هم مونده تا بهترین احساسات رو تجربه کنم. معنی همه این ها به صورت ساده اینه که من قادر خواهم بود تا بهتون کمک کنم تمامی رؤیاهاتون رو تحقق ببخشید و سریعتر و راحتتر از گذشته، شاد و خوشحال بشید. این رو خواهید دید. همراه با عشق.کوین

پیام شماره دوازده: حدود 86 نفر در طبقه ای که من هستم، زندگی می کنند. من بیشتر از تمامی افرادی که اینجا هستند، نامه و کارت تبریک یا تشکر  دریافت می کنم. بسیاریشون حتی چند ساله که هیچ نامه ای دریافت نکردند. اون ها هیچ ارتباطی با هیچ کس که بیرون از اینجا باشه، ندارند. هیچ تماس تلفنی، هیچ نامه الکترونیکی و مهمتر از همه، هیچ نامه فیزیکی واقعی دریافت نمی کنند. من درخواستی دارم. شما احساس کنید که می خواید به من نامه بفرستید ولی در عوض به یکی از این افراد، نامه بفرستید. این کار کاملا قلبشون رو روشن می کنه و اون هارو پر از احساس عشق و قدردانی می کنه. به علاوه این که خود شما هم، مزایای انرژتیکی  فراوانی دریافت می کنید. مردی پیشم اومد و درخواست کرد آیا می شه کمکش کنم تا کسی رو پیدا کنه تا باهاش بتونه نامه نگاری کنه یا نه. من گفتم فقط می تونم درخواست تو رو به بقیه بگم )یعنی کسانی که به استاد کوین نامه می زدند( ولی اگه ارتعاش تو درست باشه، همیشه پاسخش رو دریافت می کنی )یا ارتعاشت بهت برمی گرده(. ممنونم که درخواست من رو در نظر می گیرید. همچنین این کار شما، باعث می شه وقتی اسمشون خونده می شه تا نامه هاشون رو دریافت کنند، احساس عالی داشته باشم. تعجب و لذتی که من در چهره اش خواهم دید روزم رو می سازه با این کار دارید هم به من، هم به خودتون و هم به اون ها کمک می کنید. همراه با خانواده و دوستان، از این ایام نزدیک عید کریسمس لذت ببرید و به فکر افرادی هم باشید که اینجا هستند و مجبورند با تنها بودن دست و پنجه نرم کنند. همراه با عشق.کوین

پیام شماره سیزده: من هر بار حدود 5 کتاب می خونم. به تازگی یک کتاب کوتاه شگفت انگیز به نام سه شنبه ها با موری رو خوندم که نویسندش میچ آلبوم هست. داستان مردیه که می ره تا پروفسور پیر دوران دانشگاهش رو ملاقات کنه که بر اثر بیماری ای ال اس  ALS  داره می میره. هر شنبه این دو با هم اند در مکانی که پروفسور موری، هنوز داره تدریس می کنه و این بار در مورد رازهای زندگی صحبت می کنند. این کتاب سرشار از رازهاست. می تونید پیداشون کنید؟ از لابه لای نوشته ها می تونید نیت ها و احساسات واقعی رو درک کنید؟ آیا می تونید ببینید که چرا موری، که خیلی دوست داشتنی و شیرینه، ً این بیماری ترسناک رو برای خودش ایجاد کرده؟ خوندنش واقعا یک مطالعه عالیه. تشویقتون می کنم تا این کتاب رو بخونید و با بقیه در موردش صحبت کنید. نظراتتون رو بگید. این کتاب رو یک نفر اینجا بهم داد. من اون رو خوندم و ساعت ها در موردش بحث کردیم. من خوشبخت بودم که این هدیه فوق العاده بهم داده شد. زمان من در اینجا  تنها با خوندن این کتاب، ارزشمند می شه و حتی با بحث هائی که در مورد این کتاب داشتم، زمانم ارزش بیشتری پیدا کرده. برام یک تجربه جادوئی بود. در مورد بعضی از توانائی های جدیدی که حاال آزادشون کردم  به دست آوردم بهتون گفتم؟ خب وقتی بیام بیرون، این توانائی هارو باهاتون به اشتراک می ذارم و شما هم می تونید این توانائی هارو داشته باشید. همراه با عشق. کوین.

پیام شماره چهارده: حدود 40 سال پیش، من کتاب “قدرت ضمیر ناخودآگاه” رو خوندم که در سال 1963 توسط ژوزف مورفی، نوشته شده بود. یک نفر چاپ شده این کتاب رو مجددا برام فرستاد. ممنونم ازت  خطاب   و اخیرا به ارسال کننده کتاب

 من دوباره خوندمش. وای!. من عاشق این کتابم. بسیار توصیه می کنم بخونیدش )کمی نگرش مربوط به مسیحیت در این کتاب هست(. با بصیرت و دقت این کتاب رو بخونید و به شباهت های شگفت انگیز اون با آرزوی تو دستور توست، بخواهید و به شما داده می شود، بیندیشید و ثروتمند شوید، موفقیت از طریق یک نگرش ذهنی مثبت و غیره، دقت کنید )این ها اسامی کتاب های مختلف بودند(. همین طور خوندن جلد اول کتاب گفت و گو با خدا رو بسیار توصیه می کنم. دوباره به شباهت های شگفت انگیز و عجیب و غریب اون با دوره استادی موفقیت، بخواهید و به شما داده می شود و غیره دقت و توجه کنید. یک نکته مهم اینجا وجود داره. کتاب ها و کنفرانس های مشخصی الهام گرفته از خداوند اند منبع، هوش بی نهایت، ضمیر ناخودآگاه، آگاهی جمعی، جهان و ….  . در واقع خدا داره از طریق بلوک های افکار یا مفاهیم و ایده ها، به فرد نویسنده دیکته می کنه که چی بنویسه . سپس نویسنده داده ها و اطلاعات رو تفسیر و معنی )یا پردازش( می کنه و اون رو بیان می کنه یا می نویسه.گاهی اوقات مثل کتاب های استر هیکس، تقریبا هیچ دخالت انسانی ای وجود نداره و پیام کتاب 99 درصد خالصه. اکثر اوقات شخص نویسنده داده های دریافتی رو تصفیه می کنه )یا از فیلتر خودش رد می کنه( و بر اساس بانک دانش و باورهای شخصی که داره، به داده های دریافتی اضافه می کنه، ازشون کم می کنه یا کمی اون هارو عوض می کنه. بنابراین اطلاعات ممکنه 80 درصد خلوص داشته باشه. اما به دنبال شباهت ها باشید )با آنچه که استاد تدریس کرده( و دنبال اطلاعاتی )از اون کتاب( باشید که احساستون اون رو درست می دونه و با شما هماهنگی و تطابق داره. )در واقع با چیزهائی که از استاد یاد گرفتیم تطابق داره(. کتاب های معرفی شده در بالا، برجسته و بسیار عالی اند. این گونه در موردشون فکر کنید که یک نفر داره به زبان روسی کنفرانسی رو ارائه می ده و 10 نفر متخصص هم دارند به زبان انگلیسی صحبت های این مرد رو تفسیر و معنی می کنند. در این صورت شما 10 متن متفاوت خواهید داشت. و به خاطر تفاوت هایی که در تک تک ترجمه های 10 نفر وجود داره، شگفت زده خواهید شد. بعضی از ترجمه ها ممکنه کاملا متفاوت از ترجمه اصلی باشه  اکثرا هم جوهره و ذات متن رو حفظ می کنند ولی از لغات مختلفی برای بیانش استفاده می کنند و به شیوه ای متفاوت بیانش می کنند.  اینجا هم همین اتفاق داره می افته. حقیقت، حقیقته. و اگه واقعا می خواید بفهمید که چرا من در زندان هستم، جلد یک کتاب گفت و گو با خدارو بخونید. توضیحات واضح و شفاف در چند قسمت اول یا چند فصل اول کتاب بیان شدند. (یعنی توضیحات شفافی که بیان می کنند چرا استاد در زندانه). همراه با عشق. کوین

پیام شماره پانزده: از همه شما به خاطر نامه ها، کارت های تشکر، عکس ها، حمایت ها و عشقتون نسبت به خودم، تشکر می کنم. همه چیز عالیه. نیت من در مورد این که صدها میلیون نفر، در معرض آموزش ها قرار بگیرند، داره اتفاق می افته. مأموریت من که بالا بردن ارتعاش سیاره هست، داره اتفاق می افته. این که قراره 10 سال زندانی باشم و دیدگاه ها و نظراتم در تلویزیون و کتاب هام منتشر بشه، بهترین اتفاقی هست که می تونه رخ بده. من در رأس اخبار سراسر دنیا هستم. جمع کثیری از متخصصین قضائی )وکلا( که در سطح جهانی شناخته شده هستند، طرفدار من اند و آشکارا از من حمایت می کنند. از همین الان تا چند سال دیگه، برای همه آسان خواهد بود تا ببینند که این (یعنی اتفاقاتی که در مورد استاد رخ داده) کمال الهی هست و بهترین اتفاقی بود که می تونست رقم بخوره. من همین الان دارم می بینمش )چون می تونم انرژی پشت هر چیزی رو ببینم( و سرشار از لذت، شکرگزاری و آرامشم. من هیجان زده و پر نشاطم. زمانی که در زندان با آرامش و گوشه نشینی می گذرونم، خارق العادس. این محیط بدون استرس، در حال حاضر یک مکان تمام و کمال برای منه. چون که دارم آموزشی که می بینم رو پیش می برم.

پیام شماره شانزده: من پیشرفت هایی داشتم و همچنان دارم که من رو به مکان هایی می برند که در موردشون می دونستم ولی هنوز تجربشون نکرده بودم. من دارم توانائی هام رو بسیار فراتر از توقعات سطح بالایی که در این مورد دارم، آزاد می کنم. من بیش از همیشه، شادم و دارم به سطوح باالتر خوشی، لذت، آرامش و سکون می رسم. من همه این هارو، در بهترین زمان الهی به شما یاد خواهم داد. مردم درباره جین (شبکه جهانی اطلاعات) از من سوال می کنند. فقط می تونم بگم که اجازه بدید همه چیز سر جای خودش قرار بگیره. همه چیز داره با هوشمندی و خرد الهی و کیهانی رقم می خوره و همه چیز کامله.

در مورد چگونگی نگران نباشید. فقط نتیجه نهائی رو ببینید. میلیون ها عضو در سراسر دنیا به طور کامل در دوره استادی موفقیت آموزش دیدند و نه تنها اثر مثبتی بر بقیه اعضاء گذاشتند بلکه تاثیر مثبتی هم بر همه کسانی که روزانه باهاشون معاشرت دارند و هنوز عضو جین نشدند، گذاشتند. به یاد داشته باشید که همه کشتی ها، بر پایه جزر و مد آب حرکت می کنند. وقتی میلیون ها عضو در جین باشند که همگی ارتعاشی بالاتر نسبت به اکثریت دارند(، اون موقع ما جزر و مد می شیم و بر کل جهان اثر مثبت می ذاریم. یادتون باشه که تمامی پست های من از وقتی که زندانی شدم، یعنی از 12 نوامبر 2013 رو بخونید. در این ایام ممکنه بتونید رازهائی که در حال آشکار کردنشون بودم رو، ببینید و درک کنید. در مدت چند هفته آینده، چند تا ابزار بسیار قدرتمند می دم تا توانایی هاتون در زمینه تحقق بخشیدن آرزوها، احساس لذت، شادی و خوشبختی کردن در همه حال رو، شدت ببخشید. در زندگیتون انتظار معجزه هارو داشته باشید. باور داشته باشید و تا دریافت کنید و شک رو رها کنید. همراه با عشق. کوین.

پیام شماره هفده: در مورد این پست ها با هر کسی که می شناسید صحبت کنید. مردم رو تشویق کنید تا روزانه به پیج فیسبوک سر بزنند. بیاید روزانه بیش از 100 هزار بازدید کننده داشته باشیم (از پیج فیسبوک). زندانی شدن من داره باعث می شه مردم سراسر دنیا، از سانسور عقاید توسط دولت و سرکوب آزادی بیان، مطلع بشند. این آگاهی و اطلاع، داره باعث می شه مردم به سمت آزادی بیان کامل، آزادی بیان عقاید و دسترسی به اطلاعات به صورت جهانی، گرایش پیدا کنند. بنابراین مردم دارند بر این نتیجه مطلوب تمرکز می کنند. در نتیجه این به نفع همه تمام خواهد شد. چه قدر هیجان انگیزه!. این آموزش ها، بهتر از اون چیزی که تصور می کنید، کار می کنه. در طبقه ای که من هستم، در زندان MCC  مونتگومری ، 4 تلویزیون وجود داره. یکیش تنها به زبان اسپانیائی هست، یکی شرط بندی یا شبیه اونه و  بسکتبال نشون می ده،  یکی هم مربوط به فیلم و سریاله. حدود یک ماه پیش، من شروع به فکر کردن درباره پرتاپ توپ و گلف کردم و خودم رو در مسابقه گلف تجسم می کردم. چند روز این کارو کردم که می خواستم با این کار، فقط حالم خوب باشه و خوش بگذرونم. یک روز، وقتی که داشتم کنار تلویزیون قدم می زدم، یک مسابقه گلف در تلویزیون در حال پخش بود. هیچ کس هم در اتاق تلویزیون نبود. من نشستم و از تماشای بازی گلف به مدت 2 ساعت لذت بردم. افسر طبقه ما، پیش من اومد و گفت که در مدت 10 سالی که اینجا کار کرده، هرگز ندیده بازی گلف رو در تلویزیون پخش کنند و حتی هرگز ندیده که اتاق تلویزیون خالی باشه!. حاال من هر موقع که بخوام می تونم گلف ببینم و عده زیادی هم هستند که حالا از تماشای بازی گلف لذت می برند. مثال دیگه اینه که من یک رادیو خریدم و یکی از کانال ها موزیک کلاسیک پخش می کرد. خواستم از این فرصت استفاده کنم تا در مورد موزیک کلاسیک یاد بگیرم و از شنیدنش لذت ببرم. بعد از گذشت چند روز، در اتاق استراحت عمومی بودم که 2 مردی که کنار من نشسته بودند، در مورد اون کانال رادیویی که در مورد موزیک کلاسیک بود، صحبت می کردند!. حالا من 2 نفر رو دارم که از صحبت با اون ها در مورد موزیک کلاسیک لذت می برم و گفت و گوی ما، مدت ها طول می کشه. خلاصه این قوانین کار می کنند. همین الان حس خوبی داشته باشید و نظاره کنید که آرزوهای شما، به واقعیت می پیوندند. با آرزوی آرامش.

پیام شماره هجده: 3 عامل بازدارنده اصلی وجود دارند که شمارو از رسیدن به آرزوها، رویاها و خواسته ها بازمی دارند:

  • عامل اول این که بخواید و نیاز داشته باشید که دیگران و آنچه اطراف شما می گذره رو، کنترل کنید. )یا بر دیگران و محیط تسلط داشته باشید
  •   عامل دوم قضاوت کردن و انتقاد از دیگران
  • عامل سوم یک نیاز عمیق آگاهانه یا نا آگاهانه برای تائید طلبی از دیگران  یا نیازمند تائید و تصدیق دیگران بودن( اگر می تونستید انرژی پشت هر چیزی رو ببینید، اون موقع براتون آسون بود تا این 3 مانع و عامل بازدارنده رو حذف کنید تا در نتیجه، احساس بهتری داشته باشید و آرزوهاتون رو سریعتر و راحتتر دائما خلق کنید.

تصور کنید که هر چیز و هر کسی رو متفاوت اما تمام و کمال متفاوت از دیگری می بینید. مثل یک دانه برف. هر دانه برف، کامل هست اما همگی جزو کمال الهی هستند. وقتی که بتونید انرژی پشت هر چیز و هر کس رو ببینید (که کار راحتی هم هست)، اون موقع شگفت زده خواهید داشت. فردی رو تصور کنید که از شما متنفره، کارهایی انجام می ده و چیزهائی می گه که عمیقا روی شما اثر منفی داره. کارهایی انجام می ده که موافق شما نیست و شمارو مورد انتقاد قرار می ده. خب شما از این خوشتون نمیاد و دائما حال شمارو بد می کنه، عصبانیتون می کنه، بهتون صدمه می زنه، احساس شکست بهتون می ده و غیره.  در این حالت  شما فکر می کنید که اگر این فرد  یا چنین افرادی  درست مطابق نظر و فکر شما عمل کنند، احساس بهتری خواهید داشت. بنابراین شما آرزو می کنید که ای کاش می تونستید رفتار اون هارو کنترل کنید. پس اون هارو قضاوت می کنید و ازشون می خواید که به شیوه ای متفاوت ، رفتار کنند. اما با این حال، شما می خواهید اونها عمیقا  آگاهانه یا نا آگاهانه، شما رو بپذیرند و شما رو دقیقا همانطوری که هستید بپذیرند حالا تصور کنید که پشت هر فرد فیزیکی، یک فرد انرژیایی رو می بینید منظور این که به جای این که اون فرد رو یک انسان صرفا فیزیکی ببینید، اون رو یک انسان از جنس انرژی ببینید . که این فرد انرژیائی، به فرد فیزیکی متصله و بخشی از اون فرده. شما هم یک فرد انرژیائی دارید که به بدن فیزیکی شما متصله و بخشی از بدن فیزیکی شماست. فرد انرژیائی مقابل شما، عاشق شماست حتی اگر که فرد فیزیکی، طوری عمل عاشق فر د انرژیائ می کنه که از شما متنفره ولی فرد انرژیائی باعث می شه که فرد فیزیکی، به شیوه هائی عمل کنه که هر دو فرد انرژیائی، برای منفعت هر دوی شما، توافق کردند. فرد فیزیکی فقط داره بازی می کنه، درست مثل بازی در یک نمایش نامه یا درست مثل یک بازی که هر دوی شما برای بازی کردنش، توافق کردید. حالا انرژی جهانی منبع رو ببینید که پشت فرد انرژیائی قراره داره، بهش متصله و بخشی از اون هست  انرژی جهانی منبع: خدا، خرد بی نهایت، عشق خالص و غیره . خودتون رو هم ببینید که یک انسان انرژیائی هستید که به این انرژی جهانی منبع، متصله و بخشی از اونه. همین طور ببینید که این انرژی جهانی منبع، به تک تک افراد انرژیائی متصله و بخشی از اون افراد انرژیائی هست. همین طور این انرژی منبع جهانی، به فرد فیزیکی که باهاش سر و کار دارید، متصله و بخشی از اون فرد فیزیکی هست. به بیان دیگه، همه چیز و همه کس، به منبع جهانی، انرژی یا خدا متصله و همگی با این منبع جهانی، انرژی یا خدا یکی هستند. همه چیز واحده. وقتی بتونید انرژی رو ببینید، اون موقع می تونید این انرژی رو، در هر کسی یا هر چیزی که بهش برمی خورید، ببینید. این گونه تمام چشم انداز و افق دید شما تغییر می کنه. این روشن ضمیری و بیداریه. شما بزرگترین آهان  !Aha  زندگی خودتون رو فریاد خواهید زد. شما آرامش و درکی خواهید داشت که فراتر از تمام درک و برداشت بشری خواهد بود. من به شما یاد خواهم داد که چطور انرژی رو پشت هر چیزی ببینید. و وقتی بتونید ببینیدش، خواهید دید که چطور می تونید این انرژی رو در مشتتون بگیرید، بهش شکل بدید و هر چیزی که در زندگی می خواید رو خلق کنید. من همه شمارو دوست دارم چون که همه ما یکی هستیم. من فقط به این  حقیقت  فکر نمی کنم، من می تونم این رو ببینم و این رو می دونم. با آرزوی عشق و آرامش. کوین.

پیام شماره نوزده: من در مورد همه شما هر روز فکر می کنم. من به همه شما افتخار می کنم. جهان خدا، منبع و غیره  داره همه چیز رو تمام و کمال، برای من، برای شما، برای کلاب و برای سیاره، سر جای خودش قرار می ده. بهتر از اون چیزی که هر کدوم ما تصور می کنیم. نتیجه نهایی که به زودی محقق می شه، اینه که میلیون ها عضو در کلاب باشند. ده ها هزار دورهمی و میتینگ محلی داشته باشیم. ده ها هزار، بر دوره استادی موفقیت تسلط پیدا می کنند و سفرهای دریایی ما، در سراسر دنیا اتفاق می افته. میلیون ها نفر، بیشتر مسئولیت زندگیشون رو به عهده می گیرند و ارتعاش سیاره تا حدی زیاد می شه که زندگی بر روی زمین، همراه با آرامش بیشتر و در هماهنگی بیشتر خواهد بود. طوری که فراتر از آن چیزی خواهد بود که همیشه آرزوش رو داشتیم. ما در رأس ایجاد چنین پیشرفت مثبتی خواهیم بود. همۀ این، داره تمام و کمال شکل می گیره. همه چیز تمام و کامله. شادی کنید. از همین امروز لذت ببرید و بنوشید و همین الان حس خوبی داشته باشید و تماشا کنید که به شکلی شکوهمند، آشکار و نمایان می شه.

من بسیار سعادتمندم که همه عشق و حمایت شمارو داشته باشم. همین طور برای داشتن دوستان نزدیکم هم که در این ایام ماجراجویی، خیلی دارند بهم لطف می کنند، سعادتمند و خوشبختم. راهنمائی من به شما اینه که تمامی پست ها و نوشته ها من رو بخونید. رازهایی در پیام ها گنجانده شده. براتون عشق می فرستم. کوین

پیام شماره بیست: بسیاری در مورد زندان رفتن من می پرسند. ویدیوهای بسیاری در یوتوب دارم که همه چیز رو با جزئیات از همون اول توضیح می دند. در آی تونز، فایل های صوتی بسیاری هستند که در مورد به زندان رفتنم، ایجاد کردم و می تونید بهشون گوش بدید. خیلی ها ازم می پرسند که اگه من واقعیت زندگیم رو خلق می کنم، چطور می تونم  تو زندان باشم؟ ممکنه فکر کنی که مطمئنا نمی خواستم  من زندان رفتن رو، برای خودم خلق کنم. خب، شما نمی دونید که من  یا هرکس دیگه  چی رو می خوام و چی رو دارم خلق می کنم. شما نمی دونید که من  یا هرکس دیگه( چه چیزی رو احساس می کنم )یا چه احساسی دارم(. با اطمینان، وضوح و دانایی 100 درصد  جایی هستم که می خوام باشم و لازمه که بهتون بگم که دقیقا اینجا باشم چون که بودن در اینجا مسیر لازم برای تحقق سرنوشت خودم و رسیدن به امیال و آرزوهامه. وقتی که تماما ترس رو آزاد و رها می کنید و به چگونگی اهمیت نمی دید، به هر تجربه این اجازه رو می دید تا اتفاق بیفته، چون هم قدردانی که شما کمال رو در همه چیز می بینید و از تمامی تجربیات لذت می برید. من در وضعیت تمام عیار شامل لذت بردن کامل، خوشی، خوشبختی، رضایتمندی، آرامش، صلح، هماهنگی، قدردانی و عشق هستم. من می دونم که بعضی از شما آگاهید که همه چیز همین الان تمام و کماله. چون که شما در هماهنگی و هم ترازی با منبع غیر فیزیکیتون هستید. که در واقع همه ما یکی هستیم با این منبع. بعضی از شما می دونید که چه قدر عالیه وقتی که این منبع آشکار می شه و کامل بودن رو در جهان (خدا، منبع و غیره ) می بینید و مشاهده می کنید که چطور همه چیز در نظم و زمان بندی کامل الهی رقم می خوره. در مورد بقیه که در گذشته بودند (شرایطی مثل استاد کوین داشتند)، فکر کنید. صدها مثال وجود داره. نلسون ماندال مجبور بود 28 سال در زندان باشه تا رؤیاش در مورد آزادی آفریقای جنوبی رو ببینه. اگر اون برای 28 سال زندانی نمی شد، اتفاقات به اون شکل تمام و کمالی که باید، رقم نمی خوردند. بسیاری از مردم در درجه اول، به خاطر این که یک آگاهی به جمعیت کثیری برسه، باید تحت پیگرد قانونی قرار بگیرند )زندانی بشند( تا تغییر مثبتی شکل بگیره. به خاطر این که محکوم به 10 سال زندان شدم، من در صدر اخبار سراسر دنیا هستم. مردم در حال صحبت کردن، مناظره کردن و بحث کردن پیرامون این مسائل هستند (منظور آموزه های استاد کوین و فروش زیاد آثار ایشون در زندان) که هرگز در گذشه چنین نبوده. افراد بسیاری حاال از این موضوعات با خبراند که در گذشته نظیر نداشته. افراد بیشتر و بیشتری دارند کتاب های من رو می خرند، به فایل های صوتی من گوش می دند، ویدیوهای من رو می بینند و غیره. و دارند در مورد این موضوعات یاد می گیرند. چه قدر فوق العادس. من خیلی خوشحالم. آینده رو ببینید. اثبات بی گناهی….. آزادی و رهائی…….تبرئه….. همه در زمان مناسب اتفاق می افتند (منظور استاد کوین اینه که در آینده همه این ها برای من اتفاق می افته، که الان هم اتفاق افتاده و ایشون رو از زندان منتقل کردند می تونید مقاله شو در وب سایت بخونید). کلمات گاندی رو یادتون باشه: اون ها اول تو رو نادیده می گیرند، بعد بهت می خندند، بعد بهت حمله می کنند و بعد تو برنده می شی. ببینید که در طی این همین موضوع برام چند سال، چه اتفاقی برای من افتاده. دقیقا اتفاق افتاد. اول نادیده گرفته شدم، بعد مورد تمسخر واقع شدم، بعد به شکلی وحشیانه مورد حمله واقع شدم. بنابراین قدم بعدی، در زمانبندی کامل الهی، پیروز محقق خواهد شد. نه برای من، بلکه برای همه. نتیجه نهائی، آزادی بیان بدون سرکوب حکومت یا سانسور خواهد بود. نوعی آزادی که باهاش بتونید انتخاب های سالم خودتون رو داشته باشید. آزادی مدنی برای این که هر طور که می خواید زندگی کنید، بدون دخالت یا ظلم و ستم حکومت. همه این در مورد آزادی و اختیار برای همس. این سرنوشت منه. (توضیح بیشتر: تقدیر برای من اینه که باعث بشم چنین آزادی ای در جهان حکم فرما بشه). همراه با عشق. کوین

پیام شماره بیست و یک: از همه شما به خاطر کارت های تشکر، نامه ها، تصاویر و پیام هائی که برام می فرستید، تشکر می کنم. من بابت همه عشق و حمایت شما، قدردانی و سپاسگزاری می کنم. خیلی ها عمیقا می پرسند که چطور دارم امور رو اداره می کنم برگردید و پست های من از وقتی که در ماه نوامبر زندانی شدم و منتشر کردم رو بخونید. (همین پیام های بالا ) اون نوشته ها، داستان سفر من رو بهتون می گن. من بیش از خوب بودن دارم عمل می کنم. من عالی و فوق العادم!. من احساس لذت، شادی و سعادت فراوان می کنم. من احساس آرامش کامل، آسایش خاطر و هماهنگی کامل می کنم. من 100 درصد در عمیق ترین سطوح وجودم، احساس خرسندی و رضایت می کنم. من چنان احساسی آرامشی دارم که ورای تمام درک بشریه. من احساس یگانگی کامل می کنم و در واقع در حال تجربه ماجراجویانه، سرگرم کننده و شگفت انگیزم. من حقیقتا دارم ازش لذت می برم. اوقات خوشی اینجا سپری می کنم. جدا بسیار سرگرم کننده و جالبه. به علاوه، من درک و فهمی پیرامون این دارم که همه چیز برای همه و همین طور برای بالاترین ایده آل هرکس، کامل و تمامه. به موقع همۀ ما، تجلی فیزیکی آنچه می خوایم رو در واقعیت ارتعاشی که همه چیز از این جا شروع می شه، به صورت واقعی می بینیم و تجربه می کنیم. آینده برای همه ما، شگفت انگیز تر از اون چیزی هست که همیشه تجسمش می کردیم. شما رو اونجا می بینم و در بالاترین سطح شمارو خواهم دید. با تقدیم عشق فراوان دوستان عزیزم….

پیام شماره بیست و دو:  تمرکزتون رو بذارید روی چیزی که واقعا می خواید )بر چیزی که واقعا می خواید، تمرکز کنید (. نه این که تمرکزتون رو بر روش هایی بذارید که فکر می کنید از طریق اون ها به خواستتون می رسید. وقتی چیز ی که می خواید رو می گید )یا به زبان میارید (، بپرسید که چرا این خواسته رو می خوام؟ و وقتی پاسخ رو می فهمید )منظور چرائی خواسته دوباره  بپرسید که چرا من این خواسته رو می خوام. پرسیدن این سوال رو ادامه بدید تا وقتی که در نهایت بفهمید چه چیزی واقعا می خواید و بعد روی اون تمرکز کنید. درحالی که دارید روی خواستتون تمرکز می کنید، همین الان خوشحال باشید. کوین ترودو. امیدوار هستم مطالب براتون مفید بوده باشه. پایان مرجع تخصصی آموزش های کوین ترودو

3.9 / 5. 9


یادداشت های کوین ترودو در زندان  این مطالب را هم حتما بخوانید  یادداشت های کوین ترودو در زندان

کوین ترودو از زندان منتقل شد


دلیل زندانی شدن کوین ترودو از زبان خودش


دیدگاهتان را بنویسید