ارسطو اوناسیس و اسرار ثروتش

ارسطو اوناسیس

ارسطو سقراط اوناسیس که بود؟ کارآفرین و ثروتمند نامدار یونانی که همیشه به دنبال این بود در همه چیز رتبه اول را داشته باشد و موفق نیز شد.

شاید خودش نیز اصلا فکرش را نمی کرد پرونده زندگی اش با همسر رئیس جمهور ترور شده آمریکا، پیونده بخورد؛ ارسطو اوناسیس همسر ژاکلین کندی.در وب سایت کوین ترودو با ما باشید تا ادامه ماجرا را برایتان توضیح دهیم

اتفاقی عجیب در زندگی ارسطو اوناسیس که بعد از ترور جان اف کندی با همسر او ازدواج کرد و به میزان زیادی خبرساز شد.

از این موضوعات بگذریم، ارسطو اوناسیس یک فرد ثروتمند و کارآفرین در موضوعات تجاری می باشد. او متولد 1906 بوده و در سال 1975 در 69 سالگی فوت کرده است.

ثروت ارسطو اوناسیس به مقداری بوده است که تا نسل بعد به نوه اش نیز رسیده است، گرچه به طرز مشکوکی اعضای خانواده یا فوت کرده اند یا بر اثر بیماری از دنیا رفته اند.

او یکی دیگر از افرادی است که خانواده متوسطی داشته و با ثروت بادآورده و ارث و میراث رشد نکرده است. بلکه تمام از دوران نوجوانی و جوانی کار می کرده و تلاش های بسیار او، او را موفق کرده است.

این موضوع خیلی تاثیر خوبی بر روی ما خواهد داشت که بدانیم اگر فردی به ثروت و شهرت بالایی می رسد، لزوما از یک خانواده ثروتمند نبوده و همه شرایط برایش فراهم نبوده است. بلکه دچار تلاطم ها و مشکلات بسیاری شده و فقط راه خود را همچنان ادامه داده است.

حتما برایتان جالب شد بیشتر بدانید که ارسطو اوناسیس که بود و چگونه توانست تا این حد مشهور شود. در این مقاله با تاپیک های زیر خواهیم نوشت:

پدر و مادر

شروع فعالیت های تجاری

 ازدواج و زندگی مشترک پر ماجرا

درس هایی که باید آموخت

پدر و مادر اوناسیس

ارسطو اوناسیس در سال 1906 و در خانواده ای مال باخته به دنیا آمد. پدر او مردی ثروتمند بود که تجارتش تنباکو بوده اما بعد از مدتی در جنگ اناتولی که ترک ها به رهبری کمال آتاتورک راه انداخته بودند، همه ثروتش را از دست می دهد.

ترک ها ثروت و دارایی خانواده اوناسیس را مصادره کردند و پدرش به جرم توطئه علیه یونان به زندان افتاد. چندی بعد پدرش از زندان آزاد شد و به آرژانتین مهاجرت کردند.

این اولین تلاطم زندگی اوناسیس است که نه تنها او را دچار سستی و بیکاری نمی کند، حتی به طرف یک تجارت خوب و ثروتمند شدن پیش میبرد.

اما پدر بعد از آن زندگی مرفهی که داشته، حالا طعم تهیدستی را می چشد و نمی تواند کاری انجام دهد. اما ارسطو که دلش برای خانواده خود می سوزد و نگران است ثروت و جایگاه شان تغییر کند، تحصیلات خود را کنار می گذارد و به دنبال تجارت و کسب ثروت می رود.

این اتفاق که کاملا یک دفعه مال و اموال آن ها مصادره شد، اصلا اتفاق قابل قبولی نیست. برای یک فرد مرفه و ثروتمند که یک شبه از آسمان به زیر بیاید، بسیاری سخت است که ورشکست کند.

از جا بلند شدن در چنین موقعیتی روحیه بالایی می خواهد. همین موضوع سبب می شود تا یک نفر بعد از ضربه خوردن، دیگر نتواند بلند شود و فرد دیگری از ضربه هایش پله ای برای رشد بیشتر بسازد.

در هر حال انتخاب با خود فرد است. که قربانی و مقهور شکست هایش شود ویا راه تازه ای پیدا کند. این قدرت در وجود هر انسانی گذاشته شده که به راحتی بتواند تغییر کند و شرایط اطراف را تغییر دهد. و چنانچه فردی نخواست تغییر کند، صرفا خود او نخواسته و شرایط بیرونی تاثیر کمتری دارند.

راه حلی برای عبور از سختی و تهیدستی

او لحظاتی را پیش پدر می نشیند و از او می پرسد: که دقیقا چه کاری می توانم انجام دهم؟! پدر او هومر نیز لحظاتی تفکر می کند و یاد یکی از دوستان قدیمی و تاجر ثروتمندی در آرژانتین می افتد که سال ها با یکدیگر طرف معامله بوده اند.

پدر به پسر پیشنهاد می کند به آرژانتین برود و با دوست قدیمی مشور کند تا ببیند چه کاری انجام دهد؟! اوناسیس با تشویش و دلهره ای که در دلش داشت، سوار بر کشتی شد و در میانه امواج دریا راه خود را به طرف آرژانتین ادامه داد.

سپس در بندر دوست پدر را دید و با خوشرویی و نهایت دوستی او روبرو شد و او را در آغوش کشید. و این قوت قلبی بود که به آینده ای امیدوار کننده فکر کند.

در یک توصیف خلاصه وار باید گفت که زندگی اش را در ازمیر ترکیه آغاز کرد اما در سال 1922 در حالی که 16 سال سن داشت، به دلیل جنگ ترکیه و یونان به یونان فرار کرد. سپس سال بعد راهی آرژانتین شد و خود را به عنوان تاجر تنباکو و صاحب کشتی در جنگ جهانی دوم معرفی کرد. همچنین بعدها شرکت خدمات هوایی و گردشگری المپیک تاسیس کرد و 9 سال بعد آن را به دولت واگذار کرد.

همچنین در سال 1963 جزیره ای به نام اسکورپیوس خریداری کرد و آنجا را تفریح گاه تابستانی خود قرار داد و بعد از فوت خود و خانواده اش در همین جزیره مدفون شد.

 

شروع فعالیت های تجاریارسطو اوناسیس

اوناسیس در سال 1923 تجارت تنباکو و کشتیرانی را آغاز کرد و در سال 1930 در حالی که فقط 24 سال سن داشت، اولین کشتی خود را خریداری کرد و بعد از مدتی صاحب بزرگ ترین کشتیرانی خصوصی شد.

او بعد ها به موناکو رفت و با شاهزاده رینیه سوم شروع به رقابت کرد تا کنترل اقتصادی را در دست بگیرد. او در این کار بسیار موفق توانست عمل کند، به مقداری که ثروت بالای خانواده اوناسیس زبانزد عامه مردم است.

راه اندازی شرکت خدمات هوایی و گردشگری المپیک و صاحب یک کشتیرانی خصوصی بودن، قسمت هایی از فعالیت عمده اوناسیس به حساب می آید.

اگر بخواهیم فعالیت او را در آرژانتین بیشتر توضیح دهیم باید بگوییم که دوست پدرش در شرکت سهامی ریورپلیت فعالیت می کرد که شبانه روزی بود. با این حال اوناسیس برای کار کردن آزاد بود.

فروش تنباکو، ادامه راه پدر

اوناسیس به این نتیجه رسید به تجارت تنباکو بپردازد چرا که پدرش در آن سر رشته داشت و میشد طرف های معامله خوبی پیدا کند و تجربه اولیه به او کمک بسیاری می کرد.

او با پول بسیار کم شروع کرد و البته کار کرد و تلاش خود را به تمامی انجام داد. سپس شرکت خاور را تاسیس کرد. از شرق تنباکو وارد می کرد چرا که طرف های معامله را از کوبا و آمریکا می شناخت. یک تماس با معامله گر ها سبب میشد به میزان زیادی سود خوبی برای اوناسیس کسب گردد.

او محصولات تنباکو را از لحاظ کیفیت درجه بندی کرده بود و حتی زیر قیمت بازار زده بود تا رقابت ها را بشکند. گرچه عبور از تهیدستی به این آسانی نبود اما با میزان زیادی فروش تنباکو و چند سال فعالیت شبانه روزی در همین شرکت سبب شد تا کم کم به فردی ثروتمند تبدیل شود.

در سن 25 سالگی اوناسیس یکی از افراد ثروتمند زمانه خودش محسوب میشد و میزان ثروت او 100هزار دلار بود. او نه تنها مقهور مشکلات نشد، بلکه از آن ها پله ای برای گام بالاتر و موفقیت بیشتر ساخت. روزگار نتوانست او را به زانو درآورد بلکه این اوناسیس بود که اسم خود را در تاریخ ثبت کرد.

جالب است بدانید فعالیت های تجاری اوناسیس چندین بار در گینس ثبت شده است. او گرچه فقیر بود اما باهوش بود. و از همین هوش استفاده کرد تا ثروتمند شود. اوناسیس در آرژانتین ابتدا مانند یک مهندس تلفن شروع به فعالیت کرد.

او تماس های تجاری را به خوبی شنود می کرد و از لابلای آن ها راه خود را پیدا کرد. همین موضوع سبب شد تا بتواند وضع زندگی خود را تغییر دهد.

شروع فعالیت کشتیرانی

اوناسیس همچنان به فعالیت های خود ادامه داد تا اینکه یک اتفاق غیر منتظره رخ داد. در سال 1932 رکود اقتصادی همه جا را فرا گرفت. همه شرکت ها تلاش خود را انجام می دادند تا ورشکست نشوند و جایگاه خود را حفظ کنند.

در این میان شرکت های کشتیرانی نیز دچار ضررهای بسیاری شدند که یکی از آن ها شرکت کشتیرانی ملی کانادا بود که در نظر داشت چند کشتی خود را بفروشد. این شرکت بدهی مالی زیادی داشت و برایش پول نقد مهم بود تا بتواند جلوی ضرر بیشتر را بگیرد.

در آن زمان اوناسیس با قیمت کم چندین کشتی خرید و بعد از مدتی دیگر نیز 6 کشتی خریداری کرد. او به خوبی حساب کرده بود که کشتی ها را به قیمت وسایل دور ریختنی و ضایعاتی خریداری کند و می دانست شرایط اینطور نمی ماند و بعدا دوباره بازار به رونق خواهد افتاد.

چندی بعد وضع اقتصادی دوباره خوب شد. حساب های اوناسیس درست از آب درآمد. حالا دیگر قیمت کشتی ها به مقدار مورد انتظار او رسیده بود و حالا دیگر وقت فروش کشتی ها بود. با فروش کشتی ها ثروت فوق العاده ای نصیب اوناسیس شد.

کشتی های نفت کش

سپس سراغ کشتی های نفت کش رفت که بزرگ ترین کشتی در آن زمانه بود. حالا دیگر جنگ جهانی دوم از راه رسیده بود و وقت فروش کشتی ها بود. در آن مضیقه کشتی ها را در اختیار کشورهای دوست قرار می داد و آنقدر در فروش با چهره ای ملایم و بااخلاق رفتار می کرد، که قیمت بالای کشتی ها کسی را گله مند نمی کرد.

اوناسیس روحیه همکاری بالایی داشت و به خوبی با دیگران می جوشید و ارتباط برقرار می کرد. به همین دلیل می توانست به راحتی قرارداد ببندد. او کم کم با رجال سیاسی و مهم کشورها ارتباط گرفت و آن ها را به جزیره خود و محل تفریح گاه دعوت می کرد. او همچنین با چرچیل ارتباطات بسیاری داشت و بعد از مدتی نیز با جان اف کندی ارتباط برقرار کرد. گرچه به دلیل آنکه در چند معامله به درستی رفتار نکرد، تحت تعقیب قرار گرفت.

بدنامی

در سال 1953 اوناسیس یک شرکت بدنام تاسیس کرد و با وزارت دارایی آمریکا به مشکل خورد و دادگاه او را مشمول جریمه کرد. اما این پول، برای او پول خورد بود. این مبلغ برای او مانند یک وعده غذای مرغ بود.

در سال های بعد او همچنان به تعداد نفت کش های خود اضافه کرد. همچنین یک شرکت شیلات نیز تاسیس و از این طریق ثروت بسیاری کسب کرد.

اوناسیس همچنان به خرید موسسات و شرکت ها و صنایع ادامه داد تا اینکه دوباره به عنوان مجرم متهم شد. اما او از خود دفاع کرد و برای تبرئه شدن از روابطش استفاده کرد. این زیرکی در اوناسیس بود که در مواقع مختلف هدیه هایی برای افراد بانفوذ فرستاده بود و می دانست در روزگار گرفتاری به کمک او می آیند.

ارسطو اوناسیس گروه مخفی

صنعت هوانوردی

در سال 1956 اوناسیس وارد صنعت هوانوردی رفت. یک قرارداد 21 ساله برای شرکت مستقل ایرویز منعقد کرد. او همچنان ثروت خود را زیاد می کرد تا اقامتگاه های مختلفی برای خود در کشورهای مختلف احداث کرد.

او فقط کشتی کریستینیا را به اسم دخترش نام گذاری کرد و دستور داد آنقدر شیک و مجلل تجهیز کردند که تبدیل به کاخ شناوری شد.

شیوه فروش و تبلیغات

در سال 1920 اوناسیس در این فکر بود که چگونه فروش سیگار مخصوص بانوان را به میزان زیادی بالا ببرد. او از خواننده معروف اپرا کلودیا استفاده کرد. با یک دسته گل بزرگ به دیدن او رفت و خواست که در انظار عموم سیگار بکشد و تبلیغات کند.

این شیوه فروش در دنیای امروزه نیز وجود دارد. کمپانی های بزرگ و کوچک از کسانی که اسم شان برند است استفاده می کنند تا سود بسیاری عایدشان شود.

اوناسیس هم به دلیل هوش تجاری که داشت، از این خواننده معروف استفاده کرد تا تبلیغات خود را گسترده کند. او با همین شیوه شرکت دخانیات خود را به یک شرکت میلیونر تبدیل کرد.

بعد از آن با اندرو کارنگی که یک ثروتمند و کارآفرین موفق است، آشنا شد. این آشنایی سبب شد تا در زمان رکود فعالیت ها و با تجربیاتی که از همین دوست به او رسیده بود، بسیاری از کشتی های شرکت های مقروض را خریداری کند و ثروت بالایی به دست آورد.

 

ازدواج و زندگی مشترک پر ماجرا

اوناسیس هنگامی که فعالیت کشتیرانی انجام میداد، به دلیل فرصت طلبی بالایی که داشت، با دختر مردی ازدواج کرد که صاحب چندین کشتی بود. با این ازدواج توانست یک شرکت نفت کش، یک قمارخانه و شرکت گردشگری المپیک را تاسیس کند و به ثروتی افسانه ای برسد.

در سال 1968 و 5 سال بعد از ترور جان اف کندی، اوناسیس پیشنهاد ازدواج با همسر او ژاکلین را داد. این ازدواج به میزان زیادی خبرساز شد و تا 7 سال هنگام مرگ اوناسیس دوام یافت.

همسر ارسطو اوناسیس

یکی از زوایای پنهان روح اوناسیس این بود که به شدت به ثروت، شهرت، قدرت و فرصت علاقه داشت و از همین فرصت ها استفاده می کرد تا آنچه می خواهد انجام دهد و به آنچه می خواهد برسد.

الکساندر پسر اوناسیس در سن 24 سالگی درگذشت و این اتفاق اوناسیس را شدیدا آزرده خاطر کرد. به نحوی که دو سال بعد از آن ماجرا اوناسیس درگذشت.

ثروت اوناسیس سالیان بعد به نوه اش رسید و جشن ازدواج نوه اوناسیس، یکی از گران قیمت ترین جشن های عروسی به حساب می آید. در این هنگام مرگ و میر عجیب در خاندان اوناسیس سبب شد که عروسی آتینا روسل اوناسیس در نهایت تدابیر امنیتی انجام شود.

اوناسیس همچنین صاحب یک بنیاد خیریه خانوادگی بود که بعدها به دست نوه اش آتینا افتاد. برگزار کننده نمایشگاه خیریه الکساندر است که در سانحه هوایی فوت کرد و اوناسیس بزرگ بعد از فوت او، این خیریه را راه اندازی کرد.

اوناسیس همچنین علاوه بر شرکت کشتیرانی بزرگ، صاحب املاک بسیاری در در يونان، تركيه، فرانسه، آلمان، ايتاليا، مصر، آرژانتين، اروگوئه و ايالات متحده می باشد.

ارسطو اوناسیس کوین ترودو

 درس هایی که باید آموخت

به راستی ارسطو اوناسیس که بود؟ حالا که چندین سال از فوت او می گذرد، زندگی نامه او را صرفا از نقل قول ها می توان شنید. اوناسیس نیز مانند دیگر افراد نغمه خود را بر صحنه زندگی خواند و رفت. حالا این ما هستیم که باید راه خود را پیدا کنیم و یک حماسه جدید خلق کنیم.

زندگی پر تلاطم اوناسیس دارای نکات جالب بسیاری است که می توان مورد توجه قرار داد. در ادامه بخوانید:

1- اوناسیس از شکست ها، ترس ها، سختی ها و تهدید ها فرصت ساخت. هنگامی که اموال خانوادگی او توسط ترک ها مصادره شد، گوشه نشینی را برنگزید و آنقدر تدبیر اندیشید و کار کرد که بیش از آن ثروت دوباره نصیبش شد.

2- او شم اقتصادی خود را از ارتباط گرفتن با انسان های کارآزموده و گوش دادن به تجربیات آموخت و از آن به موقع استفاده کرد. او کار تیمی را به درون گرایی و یک جانبه رفتن ترجیح داد. گرچه او با فقر شروع کرد اما هوش تجاری بالایی داشت.

3- هنگامی که بازار دچار رکود اقتصادی شد، از تجارب قبلی و شم اقتصادی، خود را بالا برد. رکود اقتصادی او را ناامید نکرد، بلکه پله ای برای موفقیت شد. او آینده را به درستی حدس زد و به موقع دست به کار شد.

4- اوناسیس در ارتباط گرفتن بسیار موفق بود و همین سبب شد تا به راحتی بتواند قرارداد ببندد. استفاده از تجربیات پدر و همکاری با دوستان پدرش از دیگر دلایل موفقیت اوناسیس بود. همچنین باید گفت او با کسانی دوست شد که به کارش بیایند. افرادی که او را به طرف موفقیت بیشتر سوق دهند و نه افرادی که فقط وقت او را تلف کنند.

اینفلوئنسرها؛ افراد تاثیرگذار

5- اوناسیس برای تبلیغ کردن کارهای خود از افراد مشهور استفاده کرد. شاید امروزه اسم آن را تبلیغات به کمک اینفلوئنسر می گذارند. امروزه افراد به پیج های پر بازدید اینستاگرام هزینه بالایی می پردازند تا کالای آن ها تبلیغ شود و افزایش فروش داشته باشند.

6- گرچه او نیز مانند بسیاری از ثروتمندان ولخرجی ها و تفریح های لوکس آن چنانی داشت که سراغ هر کسی نمی شود، اما مانند دیگر ثروتمندان به دنبال پیدا کردن هوادار و امور غیر اخلاقی نرفت. او تشکیل خانواده داد و صاحب چند فرزند شد و ثروتش را مستقیما به بچه هایش و سپس نوه اش منتقل کرد.

7- اوناسیس هیچ گاه کار را کنار نگذاشت. او همچنان به فعالیت های هوشمندانه خود ادامه میداد و ثروتش به مقداری شد که می توانست با خانواده اش به تفریح بپردازد.

8- اوناسیس می توانست بهتر زندگی کند. متاسفانه فرزندان او یکی بعد از دیگری در سن جوانی فوت کردند و میراث او آن چنان که انتظار می رفت به نسل بعد و به طور کامل منتقل نشد. اگر اوناسیس صاحب فرزندان بسیاری می بود، اسم او برای همیشه حفظ میشد. این مشکل فقط برای اوناسیس نیست. عموم ثروتمندان آنقدر درگیر کار می شوند که فراموش می کنند از طریق نسل خود باید نام خود را ماندگار کنند.

موفقیت با ارسطو اوناسیس

استفاده از فرصت های جدید

9- او هرگاه میدید فرصت جدیدی برای کار فراهم است، حتما آن را انجام میداد. او همچنان که از ثروتش برای ولخرجی استفاده می کرد، همزمان به گسترش کسب و کار و افزودن ثروت خود می اندیشید. علاقه بیش از حد او به ثروت سبب میشد تا روابط تازه و فرصت های شغلی بیشتری کشف کند و روز به روز موفق تر شود.

10- هر فردی با خواندن داستان زندگی افراد موفق، باید خود را در راه بیندازد و همه تلاش خود را انجام دهد تا موفق شود. خمودی، سستی و تنبلی در قاموس ثروتمندان نیست و حتی یک ثروتمند نیز اگر به ثروت فعلیش بیندیشد و آن را نیفزاید، محکوم به فراموشی، نابودی و مرگ خواهد بود.

11- اوناسیس همیشه و همه جا با خانواده اش همراه بوده و آن ها بهترین پشتوانه اش بوده اند. او ابتدا با پدر و مادر و بعد از آن همسر و فرزندان خود را همراه خود به مسافرت و تفریح میبرده و همین سبب شده تا همیشه به دنبال راه های جدیدتری برای کسب درآمد باشد. اصل خانواده را هیچ گاه فراموش نکنید چرا که خانواده مهم ترین محرک آدمی برای حرکت به طرف خواسته ها هستند.

12- شاید بتوان گفت ارسطو اوناسیس کار کردن را تفریح خود می دیده که از آن خسته نمیشده است. همیشه برای موفق شدن باید یک هدف مهم و والا داشته باشیم تا بتوانیم به خوبی حرکت کنیم و در میانه راه نبازیم. مطمئنا همه ثروتمندان برای خود هدفی خواهند داشت.

ارسطو اوناسیس کیست

4.3 / 5. 7

دیدگاهتان را بنویسید

ورود | ثبت نام
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
درخواست بازیابی رمز عبور
لطفاً پست الکترونیک یا موبایل خود را وارد نمایید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ایمیل بازیابی ارسال شد!
لطفاً به صندوق الکترونیکی خود مراجعه کرده و بر روی لینک ارسال شده کلیک نمایید.
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد
خانه
حساب کاربری من
0
سبد خرید
تمام محصولات